مرتضى راوندى

740

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آزادانديش ما در وصف آنان گفت : زيان كسان از پى سود خويش * بجويند و دين اندر آرند پيش سنت غارتگرى : راوندى در راحة الصدور ضمن توصيف دوران حكومت سنجرى مىنويسد : « . . . غزان مرو را كه دار الملك بوده ، از روزگار چغرى بيگ و چندين گاه به ذخاير و دفاين و خواين ملوك و امراى دولت آكنده بود سه روز متواتر مىغارتيدند . اول روز زرينه و سيمينه و ابريشمينه ، دوم روز برنجينه و رويينه و آهنينه ، سوم روز خم و خمره و در و چوب ببردند و اغلب مردم شهر را اسير كردند . و بعد از غارتها عذاب مىكردند تا نهانيها مىنمودند و بر روى زمين و زير زمين هيچ نگذاشتند . پس روى به نيشابور نهادند . . . خلق زن و مرد و اطفال در مسجد جامع منيعى گريختند ، غزان تيغ درنهادند و چندان خلق را در مسجد كشتند كه كشتگان در ميان خون ناپيدا شدند . چون شب درآمد . . . در مسجد مطرّز . . . دو هزار مرد نماز كردى و قبه عالى داشت منقش از چوب . . . آتش در آن مسجد زدند و شعله‌ها چندان ارتفاع گرفت كه جمله شهر روشن شد . تا روز ، بدان روشنى غارت مىكردند و اسير مىبردند . . . چون ظاهر چيزى نمانده بود نهان و ديوار مىسفتند و سرايها خراب مىكردند و اسيران را شكنجه مىكردند و خاك در دهان مىآگندند تا اگر چيزى دفين كرده بودند مىنمودند ، و گرنه مىمردند . مردم به‌روز در چاهها و آهونها و كاريزهاى كهن مىگريختند . . . چون نماز شام غزان از شهر بيرون رفتندى ، مردم بيامدندى تا غزان چه كرده و چه برده ، و در شمار نيايد كه در اين چند روز چند هزار آدمى به قتل آمد . و چون غزان برفتند ، مردم شهر را به سبب اختلاف مذاهب ، حقايد دشمنىها قديم بود ، هرشب فرقتى از محلتى حشر مىكردند و آتش در محلت مخالفان مىزدند تا خرابها كه از آثار غز مانده بود اطلال شد و قحط و و با ، بديشان پيوست تا هركه از تيغ و شكنجه جسته بود به نياز بمرد . . . نشابورى بدان مجموعى و آراستگى چنان شد كه هيچ‌كس محلت خود بازنشناخت . . . با جمله بلاد خراسان غزان همين معامله كردند مگر شهر هرات كه بارهء محكم داشت نتوانستند ستد . . . » « 1 » غزالى در بخش دوم « احياء » نسبت به سلامت اخلاقى نظاميان اظهار سوءظن مىكند « . . . نظاميان در عصر غزالى اعم از تركها ، تركمنها و ديگر اقوام بخش عمده‌اى از جامعه را تشكيل مىدادند ، سوءظن غزالى در اين باب به حدى شديد است كه وى حليت ( حلال بودن ) معامله با اين دسته را كه اموالشان را از طريق چپاول و غارتگرى به‌دست آورده‌اند مورد ترديد قرار مىدهد . » « 2 » و اعمال نارواى نظاميان را از لحاظ شرعى و عرفى و اخلاقى محكوم مىكند .

--> ( 1 ) . راحة الصدور ، پيشين ، ص 83 - 181 . ( 2 ) . سياست و غزالى ، از هانرى لائوست ، ترجمهء مهدى مظفرى ، ج 1 ، ص 433 .